عادل سپهر
اعظم صفرآبادی
چکیده :
با شنیدن نام بیابان، آنچه بیش از هر چیز دیگری در ذهن عام تصور خواهد شد، محیطی خشک، بیآب و عاری از پوشش گیاهی است که برای آن ارزش اکوسیستمی را متصور نمیشوند، در حالیکه بیابان چالشی بومشناختی در حیات کرۀ زمین است. درمقابل در تفکر سیستمی، بیابان نهتنها بهدلیل وجود گونههایی منحصربهفرد و توان اکولوژیکی ویژه نعمتی الهی بهشمار میرود، بلکه قابلیتها و ارزشهای اقتصادی ـ اجتماعی آن، توان بالایی را برای این بومزیست رقمزده است. این پژوهش برآن است تا با نگاه به جاذبهها و قابلیتهای زیستی و اقتصادی بیابانها، ذهن را متوجه امکانسنجی جاذبههای بومشناختی قابل سرمایهگذاری در بیابانهای ایران و توجه به اکوتوریسم در این نواحی کند؛ زیرا بیابان یک منبع اقتصادی بیمانند و مستعد است که در راستای اهداف توسعۀ پایدار، موجب حفاظت زیستی و سودآوری اقتصادی این مناطق میشود. در پژوهش پیش رو، بهمنظور بررسی و تعیین ابعاد مختلف اکوتوریسم پایدار بیابانهای ایران با کمک الگوریتم دلفی، به تعیین اهداف مورد نظر پرداخته شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نظرات متخصصان مختلف، شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی شناسایی و از تحلیل عاملی برای تفسیر دادهها استفاده شده است. یافتههای تحلیل عاملی نشاندهندۀ آن است که پنج عامل گسترش مشارکت، تحول کالبدی، افزایش آگاهی محیطی، افزایش جمعیت و افزایش قیمت زمین با درصد واریانس 893/69، بیشترین آثار مثبت ناشی از تغییرات مربوط به پیامدهای اکوتوریسم نواحی بیابانی را تبیین میکنند و 107/30 درصد مربوط به پیامدهای منفی بوده است. این امر نشاندهندۀ اثرگذاری پیامدهای مثبت بیش از پیامدهای منفی است. با توجه به ابعاد و شاخصهای اکوتوریسم، با اطمینان بهنسبت خوبی میتوان انتظار داشت که اکوتوریسم زمینههای رونق اقتصادی ـ اجتماعی جوامع بیابانی و حفاطت از طبیعت بیابان را بههمراه داشته باشد.
کلید واژه : اکوتوریسم، ایران، بیابان، پایداری، ژئوتوپ
منبع : نشریه پژوهش های جغرافیای انسانی، دوره 45، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 137 تا 154
دانلود فایل pdf متن کامل مقاله در ادامه مطلب
برای مشاهده سایر مقالات زیست محیطی این وب اینجا کلیک نمایید .
مشاهده لیست همه مقالات زیست محیطی این وبلاګ از اینجا
دانلود فایل pdf متن کامل مقاله در ادامه مطلب
برای مشاهده سایر مقالات زیست محیطی این وب اینجا کلیک نمایید .
سید علی جوزی(استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، ایران)
سحر رضایان(عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود، ایران)
مهدی ایرانخواهی(دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشکده محیط زیست و انرژی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران)
مرجان شاکری(دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بندرعباس، ایران)
چکیده مقاله :
این پژوهش با هدف تدوین برنامه راهبردی توسعه اکوتوریسم بخش شهداد کرمان به انجام رسید. به این منظور در گام نخست جاذبههای طبیعی و تاریخی- فرهنگی منطقه مورد مطالعه و محدودههای پیرامونی آن شناسایی شد. با تکمیل پرسشنامه کلاوسون در قالب روش هزینه سفر(TCM) ارزش گذاری، بررسی و تجزیه و تحلیل شناساگر تقاضای اکوتوریسم منطقه مورد مطالعه به انجام رسید. با این هدف تعداد 220 عدد پرسشنامه کلاوسون در زمان حداکثر تقاضای تفرجگاهی (اسفند 1387 لغایت فروردین ماه 1388) در منطقه مطالعاتی تکمیل شد. بر اساس محاسبات انجام شده ارزش تفرجگاهی بخش شهداد کرمان در زمان مطالعه 5 میلیارد و 698 میلیون و 250 هزار ریال در ماه برآورد شد.
در ادامه، به منظور تدوین و ارائه راهبردهای کمّی توسعه اکوتوریسم از روش برنامهریزی راهبردیSWOT بهرهگیری شد. این روش مبتنی بر شناسایی عوامل داخلی (نقاط قوّت و ضعف) و عوامل خارجی (فرصتها و تهدیدات) محیط تحت بررسی است. در این راستا، شناسایی عوامل داخلی و خارجی به روش دلفی صورت پذیرفت. پس از شناسایی، عوامل داخلی و خارجی در قالب جدول ها ارزشیابی عوامل داخلی(IFE) و ارزشیابی فاکتورهای خارجی(EFE) مرتب و سپس نمره دهی و وزن دهی بهاین عوامل با استعانت از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و نرم افزار EXPERT CHOICE انجام شد. نتایج استخراج شده از این جدول ها مؤید آن بود که به رغم وجود جاذبههای طبیعی و فرهنگی کم نظیر، که بالقوه می تواند این عرصه را به قطب گردشگری طبیعت در مناطق کویری کشور بدل نمایند، وجود کمبودهایی همچون ضعف در امکانات زیربنایی و عدم معرفی و تبلیغات نامناسب سبب شده محدوده تحت بررسی در جدول برنامهریزی راهبردی در شرایط رقابتی (استراتژی ST) قرار گیرد.
در ادامه با هدف تدقیق و تلفیق اطلاعات حاصل از ارزشیابی عوامل داخلی و خارجی، جدول برنامهریزی راهبردی کمّی (QSPM) تکمیل شد. بر اساس نتایج این جدول سه استراتژی پیشنهاد شد که از این میان؛ جلب سرمایه گذاری بخش خصوصی از طریق ارائه تسهیلات بانکی با دوره بازگشت طولانی مدت و واگذاری انفال در قالب اسناد نود و نه ساله با امتیاز مآخوذه 12/5 به عنوان مهمترین راهبردهای توسعه اکوتوریسم در منطقه مورد مطالعه در یک دوره 25 ساله قابل اشاره است.
منبع : نشریه محیط زیست طبیعی (دانشګاه تهران) - دوره 63 - شماره 4 - دی 1389 - صفحه 329 تا 345
دانلود فایل pdf متن کامل مقاله در ادامه مطلب
برای مشاهده سایر مقالات زیست محیطی این وب اینجا کلیک نمایید .
ادامه مطلب ...
اقتصاد گردشگری به سهم گردشگری در اقتصاد جهانی، ملی و محلی اشاره دارد که میتواند شامل درآمد، اشتغال و صادرات باشد.
برآوردهای شورای جهانی سفر و
گردشگری نشان میدهد که افزایش سهم گردشگری در اقتصاد جهانی و اشتغالزایی،
در 10 سال آینده تداوم خواهد داشت. سفر و گردشگری بر چند حوزه اقتصادی کمک
میکند:
تولید ناخالص داخلی: در سال 2008، سهم گردشگری در GDP کشورهای گردشگرپذیر به طور میانگین در حدود 10 درصد بود.
اشتغالزایی: در سال 2008، از هر 11 شغل یک شغل مرتبط با گردشگری بود.
صادرات:
در سال 2008، درآمدهای صادراتی حاصل از بازدیدهای بینالمللی و مبادله
کالاهای گردشگری در حدود 11 درصد از کل صادرات جهانی بود.
انتظار
میرود که این آمار حداقل تا سال 2018 روند رو به رشد خود را حفظ کند. لذا،
در چند سال آینده گردشگری نقش مهمی در اقتصاد جهانی ایفا خواهد کرد.
یکی
از شاخههای اقتصاد، "اقتصاد کلان" است. اقتصاد کلان گردشگری معمولاً به
مطالعهی رشد اقتصادی، توازن در پرداختها، اشتغالزایی و مخارج،
میپردازد. چون گردشگری به میزان قابل توجهی بر تمام این حوزهها تأثیر
میگذارد، گزینه جذابی برای بیشتر دولتهاست. با این حال، منافع اقتصادی
باید با هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی مقایسه شود. امکان کسب ارز خارجی
(بالاخص ارزهای قوی مانند دلار آمریکا، پوند انگلیس یا یورو) که تأثیر مثبت
فراوانی بر توازن پرداختها دارد، دولتها را به سمت توسعهی گردشگری سوق
میدهد. گردشگری میتواند به افزایش تولید ناخالص داخلی کمک کند. تولید
ناخالص داخلی یعنی ارزش بازاریِ کل کالاها و خدمات تولید شده بهوسیله
اقتصاد یک کشور در یک دوره زمانی مشخص. اگرچه شغلهایی که گردشگری ایجاد
میکند معمولاً پاره وقت و فصل هستند، ولی گردشگری در چند سطح اشتغالزایی
میکند. بهعلاوه، گردشگری میتواند به جذب سرمایهگذاری (مثلاً، از
شرکتهای خارجی) و بهبود اثرات تکاثری درآمد نیز کمک کند.
با این
حال، دیدگاههای دولتی نسبت به توسعه اقتصادی و روشهای پژوهشیای که برای
اندازهگیری منافع کلان اقتصادی گردشگری بهکار میروند، تا حدودی پیچیده
هستند. گردشگری از نظر اقتصادی برای کشورهای در حال توسعه و کشورهایی که
صنایع معدودی دارند (مانند جزایر) بسیار جذاب است؛ این امر به وابستگی بیش
از حد آنها به این صنعت انجامیده است. سهم گردشگری در GDP کشورهایی که به
این صنعت وابستگی فراوانی دارند به 50 درصد و حتی بیشتر میرسد (مثلاً در
جزایر کارائیب یا پاسفیک جنوبی) که ریسک بسیار بزرگی است، زیرا هر آن ممکن
است صنعت گردشگری آن کشور تحت تأثیر عاملی به مخاطره افتد (مانند فجایع
طبیعی یا تروریسم). وارد کردن افراد متخصص از خارج، میتواند باعث بروز
مشکلات اجتماعی و فرهنگی نیز شود، زیرا مردم ممکن است احساس کنند که تحت
سلطه و کنترل یک رژیم سیطرهخواه و بیگانه قرار گرفتهاند. این مقوله
بهویژه در کشورهایی که سابقا مستعمره بودند بسیار حساس است. بنابراین،
بسیاری از حکومتها سعی میکنند تا میزان سرمایهگذاری و نیروی کار خارجی
را در کشور خود محدود کنند.
کشورهای وابسته باید سایر بخشهای
اقتصادی خود را نیز تقویت کنند و آنها را به صنعت گردشگری پیوند دهند. برای
نمونه، این کشورها به جای وارد کردن کالا که به نشت اقتصادی منجر میشود
میتوانند کالاهایشان را خود تولید کنند (مثلاً با توسعه روشهای کشاورزی
یا ماهیگیری). نوع گردشگری نیز بر میزان نشت اقتصادی تأثیر میگذارد. برای
مثال، توسعهی بستههای جامع سفر معمولاً گزینهی مناسبی برای این مقصدها
نیست، زیرا قسمت عمدهی درآمد حاصل به جیب تورگردان یا هتلهای زنجیرهای
خارجی میرود. جزایر کوچک مانند جزایر کارائیب و پاسفیک جنوبی میتوانند با
یکدیگر همکاری کرده و کالاها و نیروی کار مورد نیازشان را از درون منطقه
خود تأمین کنند.
از آنجا که تفکیک مخارج گردشگری از سایر مخارج ملی
بسیار دشوار است، اکنون بسیاری از کشورها اقدام به گردآوری حسابهای
اقماری گردشگری (TSA) میکنند. امروزه از TSAها، بهطور وسیعی، بهعنوان
ابزار مناسبی برای اندازهگیری اهمیت و جایگاه گردشگری در اقتصاد یک کشور
استفاده میشود. سازمان جهانی جهانگردی، سازمان ملل، OECD و EUROSTAT ،
روششناسی TSA را تأیید کردهاند. دادههای مربوط به مخارج بازدیدکنندگان،
از پیمایشها، و سایر دادههای مربوط به صنعت گردشگری از حسابهای اقتصاد
ملی گردآوری میشوند (ترایب، 2005). در حسابهای اقماری گردشگری، آمارهای
دقیقی در مورد اندازه بخشهای مختلف گردشگری، ماهیت تقاضای گردشگری، ماهیت
عرضه در بخشهای مختلف گردشگری و تأثیر مستقیم گردشگری بر GDP و
اشتغالزایی، جمعآوری میشود. یک حساب اقماری برای شناسایی میزان تأثیر
گردشگر بر اقتصاد ملی، سیستم حسابهای ملی را مجدداً ساماندهی میکند.
مزیت رویکرد محاسبه اقماری، استفادهی آن از دادههای موجود اقتصادی و
گنجاندن گردشگری در یک سیستم پذیرفته شده از حسابهاست. از معایب این سیستم
آن است که اطلاعات مورد نیاز برای استخراج آمارهای گردشگری از حسابهای
اقتصاد ملی غالباً ناقص هستند و بهطور غیرمنسجم گردآوری میشوند. علاوه بر
این، بهکارگیری روشهای اقماری برای سطوح پایینتر از سطح ملی یا برای
زیربخشهای گردشگری فرایندی بسیار دشوارتر است.
شورای جهانی سفر و
گردشگری در گزارش سال 2008 میلادی خود، بهطور شفاف به متداولترین روش
بینالمللی گردآوری دادههای TSA اشاره میکند. در طرف تقاضا، سهم هر یک از
مؤلفههای تقاضای نهایی از GDP کل (که از مخارج سفر و گردشگری به دست
آمدهاند) گردآوری میشود. در طرف عرضه، GDP گردشگری عبارت است از مجموع
مؤلفههای تقاضا که "مصرف گردشگری" را شکل میدهند منهای مؤلفههای وارداتی
آن. "GDP اقتصاد گردشگری" بدینگونه محاسبه میشود: "تقاضای کل گردشگری"
منهای مؤلفههای وارداتی آن. شورای جهانی سفر و گردشگری (2008 ب) برای
تعیین ارزش افزودهای که باعث افزایش سهم سفر و گردشگری در GDP میشود از
یک رویکرد داده – ستانده استفاده میکند. در این رویکرد، ارتباط ستاندهی
هر صنعت با مؤلفههای تقاضای گردشگری بررسی میشود.
با این حال، به
نظر میرسد هنوز شکافهایی در دادهها وجود دارد. بهعلاوه، این رویکرد یک
مدل جامع داده و ستانده ارائه نمیدهد که بتواند سفر و گردشگری را با سایر
صنایع مقایسه کند. گرچه روششناسی TSA مدام در حال بهتر شدن است ولی این
حسابها معمولاً تأثیرات مستقیم گردشگری را اندازهگیری میکنند و برای
سنجش تأثیرات غیرمستقیم و القایی از روش تحلیل تکاثری استفاده میشود. با
کم کردن مخارج اتباع یک کشور در خارج، از دریافتیهای آن کشور از
بازدیدکنندگان خارجی، تراز گردشگری به دست میآید. البته گردآوری و تخمین
تمام دریافتیها و دقیق بودن در چنین محاسباتی، کار دشواری است. اثرات
تکاثری گردشگری که با استفاده از روشهای مختلفی قابل اندازهگیری است،
فرایند پیچیدهای میباشد.
درآمد، اشتغال، فروش و ستانده اندازهگیری
میشود. تعداد دفعاتی که پول خرج میشود و شیوه گردش پول مورد سنجش قرار
میگیرد. برای مثال، گردشگران ممکن است پول خود را مستقیماً در یک هتل،
مغازه یا رستوران محلی خرج کنند، سپس از این پول برای پرداخت هزینههای
سربار و یا حقوق کارگران استفاده شود. کارگران نیز با این پول، کالاهای
محلی میخرند و آن را برای خرید چیز دیگری مصرف میکنند و... . اقتصاددانان
از این گردشهای پولی با عناوین مستقیم، غیرمستقیم و القایی نام میبرند.
از این اصطلاحات برای اشتغال نیز استفاده میشود؛ بسیاری از مردم بهطور
مستقیم در صنعت گردشگری مشغول بهکارند، برخی دیگر ممکن است در صنایع حامی
(مانند ساخت و ساز) مشغول به فعالیت باشند. شرایط آرمانی آن است که پول
برای همیشه در اقتصاد یک کشور در حال گردش باشد، ولی وقوع این حالت ممکن
نیست و پول در نهایت به علت واردات کالا یا نیروی کار به اقتصاد کشور دیگری
نشت میکند. در بهترین شرایط، یک کشور صنعت گردشگری خود را بهگونهای
توسعه میدهد که به سرمایهگذاری، مدیریت و نیروی کار خارجی خیلی متکی
نباشد، در غیر این صورت میزان نشت اقتصادی بالا میرود و منافع به حداقل
میرسد.
اقتصاد خرد به مطالعه رفتار بنگاهها، مصرفکنندگان و تعیین
قیمت بازار میپردازد. گردشگری اساساً تحت سلطه شرکتهای چندملیتیای است
که برای جذب مصرفکنندگان با یکدیگر رقابت میکنند. بازار گردشگری بهشدت
قطبی شده است؛ در یک طرف آن تعدادی خطوط هوایی، هتل و تورگردان زنجیرهای
بزرگ قرار دارند و در طرف دیگر، شماری از تورگردانان کوچک هستند که به
بازارهای دنج (بکر) خدماترسانی میکنند. محیط کلان اقتصادی تأثیر بهسزایی
بر موفقیت کسب و کارها میگذارد (برای مثال، رکود اقتصادی جهان ممکن است
سبب ورشکستگی برخی شرکتها شود). تورگردانان و هتلها بهشدت در دنیای
واقعی و مجازی با یکدیگر در رقابت هستند. میزان کشش قیمتی نیز بسیار
بالاست؛ یعنی، تورگردانان برای پاسخگویی به تقاضای مصرفکنندگان میتوانند
انعطافپذیر مل کنند. با این حال، چنین کشش بالایی میتواند سبب ورشکستگی
آنها شود. عوامل بسیار دیگری از قبیل مقدار درآمد قابل تصرف مردم، اولویت
سفر در زندگی افراد، واکنش آنها به تبلیغات و بازاریابی، و تغییر مدها و
روندها بر تقاضای گردشگری تأثیر میگذارند.
قیمت، عامل تعیین کنندهای در
رفتار و الگوهای خرید است. این مهم سبب شده است که در سالهای اخیر تعدادی
از خطوط هوایی ارزانقیمت رشد (و افول) کنند. هرچند گردشگری در سالهای
اخیر (بهویژه مسافرت هوایی) نسبتاً ارزان شده است، ولی گرم شدن زمین،
تغییرات اقلیمی و رکود اقتصادی باعث افزایش هزینه و مالیات سوخت گردیده
است. بلایای طبیعی و تروریسم نیز تأثیرات اقتصادی مخربی بر بسیاری از
مقصدها داشتهاند.
بهطور آرمانی، منافع اقتصادی گردشگری باید به
سمت بیبضاعتترین قشرهای جامعه نیز جریان پیدا کند و تنها به خزانه دولت و
جیب سرمایهگذاران خارجی نرود. از آنجا که درآمد حاصل از گردشگری گاه
برای توسعه گردشگری، پاسداری از محیط زیست و حمایت از جامعه محلی
سرمایهگذاری مجدد نمیگردد، منافع اجتماعی و اقتصادی آن نیز بیشینه
نمیشود. این وضعیت تا حدود زیادی به دیدگاه دولت و اهمیتی بستگی دارد که
آنها برای گردشگری قائل هستند. هرچند معمولاً اعتقاد بر آن است که گردشگری
از خود صیانت میکند (به قول معروف "تو بساز، گردشگران میآیند")، ولی
دولتهایی که این دیدگاه را دارند، هنگاام بروز بحران، صنعت گردشگری خود را
از لحاظ اقتصادی در خطر بزرگی میبینند (رکود، تروریسم، بلایای محیطی،
جنگ).
عوامل بسیاری بر اقتصاد گردشگری تأثیر میگذارند از قبیل وسعت
کشور، قدرت اقتصاد، سطح توسعه گردشگری، حجم و میزان مخارج گردشگران و فصل
بودن آن. مقصدهای بسیاری به دلایل اقلیمی مانند سرمای شدید، زمستانهایی با
روزهای کوتاه، گردبادها و فصلهای پرباران، گرمای شدید و... نمیتوانند در
تمام طول سال گردشگران را جذب کنند یا اشتغالزایی دائم و تمام وقت داشته
باشند. طرحهای توسعه گردشگری نیز گاه در یک بخش از کشور متمرکز هستند و
سایر مناطق، کمتر توسعه یافتهاند. تدابیری نیز برای متنوعسازی گردشگری و
توزیع منافع اقتصادی آن باید اتخاذ شود. از طرف دیگر، برخی مکانها از لحاظ
محیطی و فرهنگی به اندازهای آسیب پذیرند که نمیتوانند توسعه گردشگری خود
را ادامه دهند. بنابراین، در این مقصدها نباید منافع اقتصادی را همواره در
صدر اولویتها قرار داد. روی هم رفته میتوان گفت که تأثیرات زیستمحیطی و
اجتماعی بهطور جداییناپذیری با تأثیرات اقتصادی گره خوردهاند. دولت و
شرکتهای خصوصیِ توسعه باید این موضوع را درک کرده و به آن بها دهند.
اکوتوریسم عبارت است از مسافرت مسئولانه و هدفمند در طبیعت، به نحوی که از محیط، حفاظت شود و به رفاه مردم بومی خدشه وارد نیاید. اکوتوریسم هر نوع توریسمی را که با طبیعت مرتبط می شود دربر می گیرد. در اکوتوریسم انگیزه اصلی مسافرت، جذابیت های طبیعی یک منطقه، شامل ویژگی های فیزیکی و فرهنگ بومی است و توریست پس از مشاهده جذابیت ها، بدون اینکه خللی در آنها وارد آورد یا آن ها را تخریب کند، محل را ترک می کند. در واقع توریسم طبیعت گرا نوعی از توریسم است که بر طبیعت اثر مخرب نگذارد، به حفظ انواع جانوران و گیاهان کمک کند و مستقیم و غیر مستقیم به حفظ طبیعت مدد رساند. اکوتوریسم، گردشگری مسئولانه و پایدار است و بدین سبب نیاز به حفاظت منابع ملی، اعم از زنده و بی جان، دارد؛ تسریع توسعه غمخوارانه و مناسب و آنچه به اهداف توسعه عدالت اجتماعی و افزایش کیفیت زندگی و ثبات، به ویژه برای جوامعی که در مجاورت مناطق حفاظت شده زندگی می کنند، کمک می کند، در مقوله اکوتوریسم قابل تعریف است.
با توسعه ارتباطات بشری در قرون اخیر و افزایش دانش عمومی در سطح جهان، جهانگردی از امری فطری و محدود، به صنعتی غول آسا و فراگیر بدل شده و بر اساس آمار سازمان جهانی جهانگردی (WTO) در حال حاضر دومین صنعت پول ساز جهان است و انتظار میرود که در قرن حاضر به اولین آنها تبدیل شود. به گفته آقای "کبالوس" ( رئیس اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) در اجلاس 1987) صنعت جهانگردی بزرگترین صنعت اجتماعی جهان است. برابر مطالعات انجام گرفته از سوی دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا در سال 1990 حدود 440 میلیون جهانگرد و مسافر در نقاط مختلف جهان با صرف هزینهای معادل با 257 میلیارد دلار به سفر پرداختهاند. بر اساس همین تحقیقات در بین گرایشهای مختلف موجود در سفرهای جهانگردی بیشترین سطح رشد به سفرهای زیست محیطی یا "سافاری" اختصاص یافته است.
جهانگردی میتواند به مثابه منبعی از برکات اقتصادی و اجتماعی از قبیل اکتساب ارز خارجی برای اقتصاد کشورهای در حال توسعه باشد. مطابق آمار سال 1990 کشورهای در حال توسعه جهان از همین مجرا معادل 5/62 میلیارد دلار کسب نمودهاند. اصلاح زیر ساختار کشورهای در حال توسعه مثل شبکههای حمل و نقل شهری و روستایی، ایجاد تسهیلات، خدمات تفریحی و رفاهی و در نتیجه اشتغال وسیع روستایی و ملی از دیگر برکات جهانگردی در کشورهای رو به رشد تلقی میگردند. اما همین برکات و منافع زمانی که جهانگردی را در مفهوم پایدار آن یعنی به صورت جهانگردی پایدار (Sustainable Tourism) نبینیم، به مصائبی بزرگ بدل خواهد شد و همچون سایر داد و ستدهای اقتصادی مبتنی بر استفاده مستقیم و فروش غیر تبدیلی منابع ملی، زیانی عظیم را متوجه حیات و آینده ملل خواهد نمود، هر چند که به ظاهر درآمدهای کلانی را نیز متوجه افراد خاص یا کشورهای خاص نماید.
اگر استفاده از منابع به قیمت نابودی و انقراض آنها باشد، طبیعی است که توسعه، پایدار نخواهد ماند. از طرفی رشد فزاینده جمعیتهای بشری در کره خاکی و نیاز روز افزون آنها، بهرهبرداری از منابع زمینی را ناگزیر میسازد و بدون دست زدن به این منابع جهت استخراج و استحصال، زندگی و پیشرفت و توسعه امکان پذیر نخواهد گردید. لذا گفته میشود بهرهبرداری بهینه، منطقی و معقول از منابع به نحوی که فرصت تجدید آن داده شود تا موجودی حفظ و تضمین گردد و این توسعه پایدار خواهد بود.
همانطوری که در توسعه پایدار(Sustainable development، که توسعهای ممدوح است که ضمن بهترین بهرهبرداری از منافع موجود برای منافع نسل حاضر، این منابع را به صورتی مستمر جهت استفاده نسلهای بعدی نیز حفظ نماید، در مفهوم توریسم پایدار نیز روشی مقبول و ممدوح است که ضمن برطرف ساختن نیازهای تفرجی و تفریحی جهانگردان کنونی جهان این حقیقت را در نظر داشته باشد که مناطق مورد بازدید جهانگردان فعلی متعلق به نسلهای آینده نیز میباشد و بایستی ضمن استفاده صحیح از آن، چنان آن را حفظ نمود که فرزندان ما نیز بتوانند این گوهرهای گرانبها را لمس نمایند. گزارشهای ارایه شده بوسیله ارگانهای مسئول جهانی همچون بانک جهانی، برنامه محیط زیست، سازمان ملل و سازمان جهانی گردشگری نشان میدهد که در حال حاضر این صنعت از مهمترین شاخههای در هم تنیده اقتصاد جهانی بوده و در چرخش مالی جهانی نقش اساسی ایفا مینماید. همین بررسیها نشان میهد که در چهل سال گذشته تعداد بازدید کنندگانی که با هدف گردشگری به مسافرت پرداختهاند، از حدود 25 میلیون نفر به بیش از 450 میلیون نفر افزایش یافته و بر اساس پیش بینیهای انجام شده در سالهای اولیه قرن حاضر این تعداد تا 500 میلیون نفر افزایش خواهد یافت.
بررسی نقش این صنعت در کشورهای مختلف آسیا و اروپا که در اکثر موارد جاذبه های موجود و آتی آنها فراتر از آنچه که در ایران میتوان بوجود آورد و یا معرفی نمود، نیز نمیباشد خود روشنگر این مطلب میباشد که در صورت وجود نگرش، برنامه و راهکارهای اساسی در راستای تحول شرایط حاکم بر مجموعه عوامل دست اندر کار در ایران و به تبع آن در نواحی متنوع اقلیمی، فرهنگی، قومی و تاریخی آن میتوان جایگاه واقعی خود را در شبکه جهانی این صنعت بازیافته و بدون وارد آوردن تنشهای مخرب بر محیط پیرامونی، منابع مالی کشور را به صورتی مؤثر تنوع بخشید.
از سوی دیگر باید توجه نمود که فرایندهای متنوع گردشگری همراه با اثرات مثبت، چنانچه به صورت یک مجموعه همه جانبه و پویا مورد توجه قرار نگیرد میتواند در میان مدت موجب بروز اثرات منفی در تمام وجوه اجتماعی و فرهنگی و نیز جنبههای متفاوت زیست محیطی گردد.
ماده 1- منظور از طبیعت گردی (اکوتوریسم) عبارت است از برآوردن تمنیات و تمایلات خردمندانه و انسانی گردشگران طبیعت در محیطی طبیعی، فرهنگی، آموزشی و غیر مصرفی و به صورت پایدار و در حد ظرفیت قابل تحمل با حداقل تأثیر منفی بر محیط طبیعی و فرهنگی تحت شرایط و ضوابطی که ضمن حفظ محیط زیست و فرهنگ بومی و ارزشهای آن، امکان رشد اقتصادی و محلی را فراهم آورد.
دانلود آئین نامه طبیعت گردی مصوبه هیئت وزیران از این لینک
مقدمه :
امروزه بیشتر کشور های جهان در رقابتی نزدیک و تنگاتنگ در پی بهره گیری از فرایای اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی به ویژه دریافت سهم بیشتری از درآمد . بالا بردن سطح اشتغال ناشی از صنعت جهانگردی در کشور خود هستند.
کشورها علیرغم در اختیار داشتن جاذبه های فراوان ، حتی در میان هشتاد کشور نخست در زمینه پذیرش گردشگری هم قرار ندارند و شکی نیست که با توجه به جاذبه های طبیعی ، فرهنگی و تاریخی این وضعیت با سهمی که کشورمان می باید دارا باشد فاصله زیادی دارد.
ایران یکی از پنج کشور اول برخوردار از بیشترین تنوع زیستی در کره زمین و نیز یکی از ده کشور اول تاریخی جهان است. و این دو ویژگی در واقع دو امتیاز مهم جهت جذب توریست محسوب می شود و لازم است با برنامه ریزی درست و اختصاصی ، بودجه مناسب ، امکانات و شرایط استفاده از توانمندیهای طبیعی و تاریخی کشور فراهم آید.
با توجه به این دو ویژگی یاد شده صنعت توریسم در ایران باید در حال حاضر سالانه به طور متوسط 20 میلیارد دلار درآمد داشته باشد اما می دانیم که این گونه نیست و اکنون توریسم ایران با درآمد سالانه کمتر از ششصد میلیون دلار حتی در میان 80 کشور توریستی نخست جهان نیز جایی ندارد. لذا با تقویت فرهنگ عمومی می توان سهم بیشتری از این صنعت عاید کشور کرد.
ادامه این پست در ادامه مطلب